تبليغاتX
انرژی درمانی ماورا الطبیعه نادانستنیها


 

 

 

همه موجودات شعور دارند

قبل از شروع بايد به نکاتی اشاره کنم که کالبد اختری بطور نوسانی از بدن خارج ميگردد يعنی حالتی مثل بالا آمدن و يا پايين آمدن. شما ممکن است اين حالت را بارها و بارها تجربه کرده باشيد. برای مثال شما در خواب ديده ايد که در حال افتادن از روی يک بلندی هستيد و قبل از برخورد با زمين از خواب میپريد احساس ميکنيد عجب خواب بدی ديد تپش قلب داريد عرق کرده ايد و موهای بدن شما سيخ شده است. اينها موقعی اتفاق می افتد که کالبد با شدت بسيار به بدن باز ميگردد. علت اين اتفاق بسيار متفاوت است ممکن است يک چيز خارجی بدن شما را تحت شعاع قرار داده باشد. (مثلا کسی شما را تکان داده باشد).
مراحل زير به صورت خلاصه و فهرست وار ميباشد و شايد در هر مرحله مشكلاتي به وجود بيايد كه هر كس با توجه به تجارب و دانسته هاي خود ميتواند آن ها را حل كند.پس انتظار نداشته باشيد بار اول موفق شويد.
اما پيشنهاد من اينه كه كمي تمرين آرامش كنيد و تجسم وقوه ي تخيل خود را تقويت كنبد(نكته: هر گاه خود را در حالتي تصور ميكنيد از خارج از جسمتان نظاره گر نباشيد بلكه مثل همين الان از دريچه ي چشم به بيرون بنگريد)
1- آرام روی زمين يا تخت دراز بکشيد.
۲- ريلکس کامل انجام دهيد. هرچيزی که باعث عدم تمرکز شما ميشود را دور کنيد. مثلا فرو رفتن در تخت موزيک يا بدجور بودن لباس زير بدن يا گير کردن شست پا زير پتو يا ملافه و ...
۳- آرام چشمانتان را ببنديد.
۴- احساس سبکی کنيد و اين احساس آنقدر قوت ميگيرد که شما احساس ميکنيد که ميخواهيد پرواز کنيد. اگر در بدست آوردن اين احساس مشکل داريد ميتوانيد خودتان را در يک تانک آب در نظر بگيريد که شما روی آب خوابيده ايد و اين تانک آرام آرام با آب پر ميشود و شما آرام آرام بسمت دريچه نورانی که بالای تانک وجود دارد بالا ميرويد. يا احساس کنيد که سوار يک تاب شده ايد و اين تاب با حرکت عقب و جلو آرام آرام شما را به سمت بالا حرکت ميدهد.
۵- شايد در هنگام برون فکنی صداهايی مانند جرق و فرق مثل شکستن تخمه يا چوب يا ... بشنويد نگران نباشيد اين صدای جدا شدن شماست.
۶- آرام آرام از جسمتان خارج ميشويد و شما ميتوانيد بصورت خيلی محو سقف اتاقتان را ببنيد آرام آرام اين تصوير شفاف ميشود. اصلا نترسيد.
هر ترس باعث ميشود که عضلات شما منغبض شده و کار برونفکنی به مشکل بر ميخورد.
۷- احساس ميکنيد که ۱ متری از سطح بدن بالا آمده ايد. آرام روی بدن خود بنشينيد. و به اطراف نگاه کنيد. سعی نکنيد بار اول به بدن جسمانی خود نگاه کنيد. در بيشتر مواقع اين عمل اضطراب آور است.
۸- بعد از اينکه کاملا به محيط اطراف نگاه کرديد ميتوانيد آرام بلند شويد و در فضای اتاق را برويد.
۹- در تمرينات اوليه هيچگاه بسرعت از محيط خانه دور نشويد. برای مثال بار اول تا ۱ متری بدن فاصله بگيريد. با دوم تا ۲ متری و ...
۱۰ - هرگاه خواستيد به جسمتان برگرديد فقط بخواهيد که برگرديد دوباره به جسمتان منتقل ميشويد.

در بعضی موارد ديده شده که هنگام برگشت شخص دارای تپش قلب - سيخ شدن موهای بدن و عرق روی بدن ميباشد. اينها مشکلی نيست با تکرار اين عمل اين موارد خودبخود برطرف ميشود
پس بدون ترس و با اراده آن را تمرين كنيد چرا كه از زيباترين تجارب شما خواهد بودl
منبع:ارواح


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط hadip  | 


جسد سالم برنادت سوبيروز بعد از 127 سال

برنادت دختري از روستاهاي فرانسه و از خانواده اي فقير بود كه مدعي شد مريم مادر حضرت مسيح ( ع ) را مي بيند و با او گفتگو مي كند. عده اي به او ايمان آورده و عده اي ديگر او را دروغگو خواندند ولي حرف هاي برنادت كه از طرف مريم مقدس بيان مي كرد و به همه مردم روي زمين پيامهاي خوب زيستن را ابلاغ مي نمود حتي اسقف كليساي آن جا را نيز بر آن داشت تا به برنادت ايمان آورد.

برنادت در طول زندگيش معجزات بسياري از جمله شفاي بيماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در سال ۱۸۷۹ درگذشت. و حالا پس از ۱۲۷ سال مقامات كليسايي كه وي در آنجا دفن شده بود بدن او را بيرون آوردند و ديدند كه جنازه اش نپوسيده است و اين محل امروز محل زيارت مسيحيان شده است.






 rose rose rose

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط hadip  | 


 

Aura1

هاله (Aura)كلمه‌اي لاتين به معناي ((هوايي كه به آرامي حركت مي‌كند))، ((نفخه))، ((رايحه))، ((نور)) و يا ((تابش نور)) و ((هاله)) است. هاله خود حوزه انرژي است، مانند هاله‌‌اي كه بدن را احاطه كرده و در آن نفوذ مي‌كند. (بارون رايش باخ) آن را ((پوشش شفاف مغناطيسي)) مي‌نامد. هاله شامل هفت نوع، متعلق به هفت بدن از جنس انرژي ظريف است. كلاً تمايزهايي ميان موارد زير قائل شده‌اند؛

 

1- هاله معنوي به قطر 15 تا 18 فوت
2- هاله ذهني كه معمولاً به قطر 8 فوت است و
3- هاله اثيري، كه تا طول 8 اينچ گرد بدن فيزيكي مي‌تابد.
چون هاله‌ها روي هم قرار مي‌گيرند، هميشه تميز دادن هر يك از آنها ميسر نيست. با اين حال، آنچه كه معمولاً روشن‌بينان مي‌بينند، هاله اثيري است. اين هاله چون نوعي حوزه شفاف، شامل رنگ و شكلهاي متنوع است. رنگ، اندازه، ساختمان و شدت آن بر حسب حالات ذهني و عاطفي شخص قابل تغيير است. عواطف بسيار قوي، بيماريهاي جسمي و ذهني نيز در هاله‌ها منعكس مي‌شوند. يك مشاور رنگ در انگلستان بالغ بر 4700 سايه مختلف را، هنگام تجزيه و تحليل هاله‌ها ثبت كرده است. نه تنها انسانها، بلكه گياهان، حيوانات و سنگها نيز هاله دارند.
شما هاله را نمي‌توانيد گول بزنيد. هاله شما نشانگر طبيعت حقيقي و شخصيت شما بوده و هنگامي که شما دروغ بگوئيد يک قسمت نامنظم به رنگ زرد مايل به سبز از قسمت بالاي هاله جوانه مي‌زند. معمولا افراد يک يا دو رنگ برجسته در هاله خود دارند (نقاط قوت). اين رنگها همچنين به احتمال قوي رنگهاي مورد علاقه آنها خواهند بود.
لکه‌هاي سياه نشان دهنده تنفر و بدجنسي مي‌باشد. قرمز پر رنگ نشان دهنده عصبانيت است. قرمز خوني به معني شهوت پرستي مي‌باشد. قهوه‌اي کدر در ارتباط با حرص و آز و ماده گرائي بوده و قهوه اي متمايل به خاکستري نشان دهنده خودخواهي مي‌باشد، قهوه‌اي مايل به سبز به معني حسادت است.
خاکستري دلالت بر افسردگي و ترس مي‌کند. نارنجي نشان دهنده جاه طلبي، غرور و نشان قدرت است. زرد در ارتباط با شادي، آزادي، تعقل و دانش معنوي است. سبز مايل به خاکستري در هاله فريب و نيرنگ را آشکار مي کند. سبز زمردي رنگ نشان دهنده خلاقيت و انعطاف پذيري مي باشد. فيروزه‌اي انرژيي بسيار زیاد و قدرت تاثیر گذاری را نشان می‌دهد. چنین افرادی می‌توانند در آن واحد چند کار را انجام دهند و مدیران خوبی هستند. سبز کم رنگ نشانگر دلسوزی، شفقت و حالت ابتدائی درمانگری می‌باشد.
آبی تیره و ارغوانی نشان دهنده افکار و احساسات معنوی می‌باشد، صورتی نشان دهنده آن است که فرد به تعادل بین آگاهی معنوی و مادی رسیده است. آبی کم رنگ نشان دهنده از خود گذشتگی در راه آرمانهای بزرگ می‌باشد. سفید نمونه کاملی از کمالات و فضائل می‌باشد.
Aura2
اين واقعيتي است كه هاله‌ها، اين حوزه‌هاي انرژي، تنها در تخيل معدودي از انسانها وجود ندارند، بلكه بطور عملي و توسط عكاسي كرليان نيز قابل رويت‌اند. يافته‌هاي زير از طريق چنين عکسهايي بدست آمده است :
1- بين بدن انسان و محيط اطرافش ارتباط وجود دارد.
2- برخي از بيماريها خيلي قبل از ظهور در بدن فيزيکي در هاله قابل رويت مي‌باشند.
3- ارتباط قوي بين وضعيت هيجاني و هاله وجود دارد.
4- هر يک از رنگها با يکي از حالتهاي فرد در ارتباط مي باشد
يکي از مهمترين ضروريات يادگيري متافيزيک و علوم رواني آن است که هاله فرد بايستي در وضعيت خوبي باشد. در صورتيکه هاله شما به ميزان زيادي از انرژي منفي پر شده باشد انجام تمرينات متافيزيکي ((توصيه نمي‌شود)).
استفاده از عبارت ((توصيه نمي‌شود)) نشان دهنده آن است که با هاله بد هم مي‌شود اين تمرينات را انجام داد گر چه حقيقت آن است که اين کار روشي ناسالم خواهد بود.معهذا اگر کيفيت هاله شما در زير (( حداقل ضروري )) باشد، شما در خطر ابتلا به بسياري از عوارض فيزيکي و ذهني خواهيد بود.
لازم بذکر است که اين امر در مورد تمرينات پيشرفته مانند برون فکني و تله کينزي و ... صادق بوده و تمرينات ابتدائي نظير مديتيشن، ريلکسيشن، پاکسازي کانالهاي انرژي، تمرينات تنفسي و ... در کنار ساير نکاتي که در ادامه خواهد آمد به بهبود هاله کمک مي کنند.
کلمه ((بد)) و ((خوب)) فقط براي کيفيت هاله استفاده مي‌شود. کلمه ((بد)) در ((هاله بد)) لزوما به معني بد بودن فرد در صورت داشتن هاله بد نمي‌باشد. هاله بد فقط اشاره به ميزان زيادي از انرژي منفي دارد که توسط ذهن توليد مي‌شود.
تشخيص هاله بد ساده است.
در صورتيکه 3 يا بيشتر از 3 مورد از علائم زير را داريد انجام تمرينات متافيزيکي براي شما توصيه نمي‌شود :
1- صداي زنگ يا شنيدن اصوات در گوش چپ.
2- کابوسهاي شبانه مکرر يا اختلالات خواب.
3- در صورتيکه قسمت عمده سفيدي چشمان شما قرمز باشد.
4- عدم توانايي در متوقف کردن فکر.
5- سردردهاي شديد مکرر، ميگرن، اسپاسم هاي عضلاني، دردهاي خنجري و تير کشنده و بيماريهاي شديد.
6- مشاجره‌هاي مداوم، مصرف زياد دارو، مصرف الکل، مواد مخدر و کشيدن سيگار .
وجود حداقل 6 مورد يا بيشتر از موارد زير نشان دهنده هاله خوب مي‌باشد :
1- هرگز درباره نتيجه امور و يا حوادثي که در گذشته اتفاق افتاده است نگران نمي‌شوید.
2- معمولا متفکر آرامی هستید.(بیش از حد منطقی و تحلیل گر نیستید.
3- هرگز جریان انرژی که در ناحیه بالای سر شما ممکن است رخ دهد را تجزیه و تحلیل نمی‌کنید.
4- محیط زندگی شما راحت و آرام است.
5- اغلب دچار سردرد و اسپاسم عضلانی نمی‌شوید.
6- هرگز دارو و مواد مخدر استفاده نمی‌کنید.
7- رویاهای بد ممکن است گهگاهی رخ دهند ولی شما هرگز با ترس و فریاد از خواب بیدار نمی‌شوید.
8- براحتی می‌توانید با افراد ناسازگار با تحکم صحبت کنید.
چند روش ساده برای تغییر هاله بد به هاله خوب:
1- هشت ساعت بطور کامل شب‌ها بخوابید.
2- از دارو، مواد مخدر، الکل، سیگار و هر چیز دیگری که باعث تغییر ذهن و بدن شما می‌شود پرهیز کنید.
3- آب فراوان، آب میوه و سبزیجات تازه مصرف کرده و از مصرف آب میوه‌های ترش خودداری کنید.
4- از مصرف غذاهای مصنوعی و آب میوه‌هائی که حاوی مواد نگهدارنده هستند بپرهیزید .
5- بطور منظم ورزش کنید . بعد از ورزش مناسب، شما احساس خستگی خواهید کرد. ورزش کمک می‌کند که ذهن ریلکس شود.
6- از شرارت و تنفر پرهیز کنید.
 
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط hadip  | 


7chakra

نايي ببريد استاد از نيستان با هفت سوراخ و آدمش نام نهاد

اي ني تو از اين لب آمدي در فرياد آن لب را بين كه اين لبت را دم داد

(( رومي ))

چاكراها استعداد كبريايي، خداي درون ما و جوهر ويژه‌ي آن كسي كه هستيم مي‌باشند. چاكراها مسئول خلق و نگهداري و موجوديت خاص ما هستند، آنها مراكز انرژي- چرخه‌هاي مرتعش نور كيهاني هستند كه صورت مادي را پديد آورده‌اند. بدون چاكراها نمي‌توانستيم اينجا باشيم، چاكراها هستند كه قلب انسان را به تپش درآورده موجب مي‌گردند نفس‌هاي هستي بخش بكشيم. انرژي‌هايي كه از چاكراهاي ما پراكنده مي‌گردند افكار و احساسات ما را به حركت در مي‌آورند. گرايش ويژه‌ي ما براي دانش و معرفت روحي نشانگر گشوده شدن آرام اين مراكز الهي است.چاكرا در سانسكريت به معناي چرخ بوده و به گرداب‌هاي مخروطي شكل انرژي اشاره دارد كه درون كالبد انرژي مي‌چرخد و به ارتعاش در مي‌آيد.

چاكراها بخشي از سيستم انرژي لطيف‌اند و نقش مهمي در سلامتي و شفا دارند. شناخت چاكراها به درمان با ريكي كمك مي‌كند. گاهي انسدادها و انرژي‌هاي منفي در چاكراها خانه مي‌كنند و براي اينكه شفا انجام شود بايد از چاكراها بيرون بيايند. اين انسدادها را مي‌توان با (( پويش بيوسن *)) پيدا كرد.

چاكراها مانند ترانسفورماتور انرژي لطيف هستند. آنها كي يا نيروي حياتي را كه دوروبر ما هست مي‌گيرند و آن را به فركانسهاي گوناگوني كه ما نياز داريم تبديل مي‌كنند و آن را وارد سيستم انرژي لطيف ما مي‌كنند.

مي‌شود آنها را نقاطي نيز دانست كه محل پيوند روح با بدن فيزيكي هستند. روشن‌بينها آنها را به شكل چرخهايي به رنگهاي گوناگون مي‌بينند. از بُعدي ديگر، چاكراها همچون گردابهايي از انرژي‌اند كه از نقاط چاكرايي مختلف به درون يا بيرون مي‌چرخند. شكل آنها مانند حركت دايره‌ايِ آبي است كه به درون راه آب مي‌رود.

هفت چاكراي اصلي هست كه از چاكراي ريشه در بن ستون مهره آغاز مي‌شود و با چاكراي تاجي در بالاي سر پايان مي‌يابد. بسامد و پيچيدگي انرژي در هر چاكرا به ترتيب افزايش مي‌يابد. انرژي چاكراي ريشه بسيار بنيادي است و انرژي چاكراي تاجي بسيار پالايش يافته است.

چاكراها مسئول آفرينش آگاهيهاي گوناگوني‌اند كه در سيستم انرژي لطيف ما عمل مي‌كند و به طيف كامل تجربه‌هاي انساني نيز متصل است. ((چاكراهاي فرعي * )) در دستها، پاها، زانوها، و قسمتهاي ديگر بدن قرار دارند.

هر چاكرا به كانال انرژي لطيفي در ستون مهره‌ وصل است. اين كانال از سه قسمت تشكيل شده است: سوشومنا در مركز ستون مهره كه مهم‌ترين كانال سيستم انرژي لطيف دانسته مي‌شود، ايدا و پينگالا كه دور سوشومنا به جلو و پشت جريان دارند. اين كانال‌، انرژي را در سرتاسر سيستم انرژي لطيف پخش مي‌كند.

هر چاكرا به بيرون از ستون مهره امتداد مي‌يابد . چاكراي 2 ( خاجي )تا چاكراي 6 ( ابرو )، هم از جلو هم از پشت بدن امتداد دارند. قسمت جلو معمولا درگير دريافت انرژي لطيف و قسمت پشت معمولا درگير بيرون فرستادن انرژي لطيف است، گر چه ممكن است گه‌گاه جهت پشت و جلو تغيير كند.


مولاداهارا چاكرا

چاكراي اول يا ريشه (مولاداهارا)

نخستين و بنياديترين چاكرا، چاكراي مولاداهارا است؛ به همين سبب آن را مولاداهارا ناميده‌اند: مولاداهارا يعني اساسي‌ترين، بنيادي. مول(Mul)به معني اساسي و ريشه‌اي است. چاكرا مولاداهارا مركزي است كه درست همين الان انرژي جنسي در آنجا در دسترس است؛ ولي جامعه آسيب بسيار زيادي به اين چاكرا زده است.

چاكراي مولادهارا در بن ستون مهره است و بين پاها به سوي پايين و رو به زمين اشاره دارد. اين چاكرا سيستم انرژي لطيف را به زمين متصل مي‌كند. اين چاكرا ميل به زيستن را در ما تقويت مي‌كند و به بدن ما نيروي حياتي مي‌رساند. انرژي اين چاكرا صرف نياز ما به غذا، سرپناه و ضروريات اوليه‌ي زندگي مي‌شود.

نام چاكرا : مولاداهارا.

رنگ چاكرا : سرخ.

مانترا ( ذكر ): LAM

الهه مربوطه : براهما و گانش.

نمود جسماني: نيلوفر 4 برگ.

سواد هيستانا چاكرا
چاكراي دوم يا خاجي (سواد هيستانا)
دومين چاكرا ، سوادهيستانا است كه (( هارا )) است. مركز مرگ است. اين دو مركز، آسيب بسيار زيادي ديده‌اند، زيرا انسان از رابطه جنسي در هراس بوده و از مرگ هم در وحشت به سر برده است. بدين قرار، مرگ مورد اجتناب آدمي بوده است: راجع به مرگ حرف نزن! پاك فراموشش كن! مرگ وجود ندارد. حتي اگر گاهي اوقات هم وجود داشته باشد، توجي به آن نكن، هيچ وقعي بدان مگذار، به يادش مسپار. مدام فكر كن كه براي ابد زندگي خواهي كرد – از مرگ بپرهيز!
چاكراي دوم در استخوان خاجي است. اين چاكرا با توليد مثل، جنسيت، لذت جسمي و جنبه‌ي جذب كننده‌ي روابط، ارتباط دارد. اين چاكرا يكي از مكان‌هايي است كه آدمها احساس گناه و حقارت را در آن پنهان مي‌كنند. اين چاكرا جايگاه اصلي خودِ پنهان است.
نام چاكرا : سواد هيستانا.
رنگ چاكرا : نارنجي.
مانترا ( ذكر ): VAM
الهه مربوطه : ويشنو.
نمود جسماني: نيلوفر 6 برگ.
مانيپورا چاكرا
چاكراي سوم يا شبكه خورشيدي (مانيپورا)
سومين چاكرا، مانيپورا، مركز كل عواطف، احساسات و هيجانات توست. ما دائما به سركوب احساسات خود در مانيپورا ادامه مي دهيم. مانيپورا به معني الماس است؛ ‌زندگي به سبب عواطف، هيجانات، قهقهه، گريه اشك‌ها و لبخندها گرانقدر است. زندگي به دليل كل اين چيزها قيمتي است. اينها شكوه زندگي‌اند. از همين روي اين چاكرا را مانيپورا ناميده‌اند، چاكراي الماس.
تنها انسان لايق داشتن اين الماس گرانبهاست. حيوانات نمي‌توانند بخندند؛ طبيعتا گريه هم نمي‌توانند بكنند. اشك‌ها بعدي هستند كه تنها براي انسان در دسترس‌اند. زيبايي اشك‌ها، زيبايي خنده؛ شعر اشك‌ها و شعر خنده فقط براي انسان دست يافتني‌ست. تمامي حيوانات ديگر فقط با دو چاكرا زنده‌اند: مولاداهارا و سوادهيستانا. آنان به دنيا مي‌آيند و مي‌ميرند؛ بين اين دو هيچ چيز چنداني نيست. اگر تو نيز صرفا زاده شوي و بميري، يك حيواني؛ هنوز انسان نيستي. و خيلي‌ها، ميليون‌ها نفر از مردم فقط با اين دو چاكرا زندگي مي كنند؛ آنان هرگز به فراسوي اين دو نمي روند.
ما به سركوب عواطف انديشيده‌ايم. ما بر آن بوده‌ايم كه احساساتي نباشيم. ما فكر كرده‌ايم كه احساساتي بودن بي‌ارزش است و به آن نبايد پرداخت. اهل عمل باش؛ سخت باش؛ ملايم نباش؛ آسيب پذير نباش! والا مورد استثمار خواهي بود. سخت باش! دست كم نشان بده كه سختي، لااقل وانمود كن كه خطرناك هستي، كه موجودي نرم و ملايم نيستي. در پيرامونت ترس بيافرين. نخند؛ چون اگر بخندي، نمي‌تواني در اطرافت ترس بيافريني. گريه نكن – اگر گريه كني، نشان مي‌دهي كه خودت هم ترسيده‌اي. محدوديت‌هاي انساني‌ات را نشان نده. وانمود كن كه كاملي.
سومين چاكرا را سركوب كن، يك سرباز مي شوي!! نه يك انسان، يك سرباز؛ يك آدم نظامي، يك انسان دروغين.
سومين چاكرا در ناحيه‌ي شبكه خورشيدي (چهار انگشت زير جناغ سينه) است. اين چاكرا انرژي ابراز وجود را وارد بدن و از آن خارج مي‌كند. اين چاكرا مركز قدرت نيز ناميده مي‌شود، زيرا فرد از طريق آن ميل و اراده‌اش را نشان مي‌دهد. اعتماد و اراده، و نيز ترس، خشم، احساسات مي‌تواند در اينجا قرار داشته باشد.
نام چاكرا : مانيپورا .
رنگ چاكرا : زرد.
مانترا ( ذكر ): RAM
الهه مربوطه : رودرا.
نمود جسماني : نيلوفر 10 برگ.
آناهاتا چاكرا
چاكراي چهارم يا قلب (آناهاتا)
چهارمين چاكرا ، قلب كه آناهاتا نام دارد كلمه زيبايي است. آناهاتا يعني صداي بي صدا. آناهاتا دقيقا به معناي همان مقصود اهل ذن است، وقتي كه مي‌گويند:((صداي كف زدن يك دست را شنيده‌اي؟)) صداي بي صدا. قلب دقيقاً در وسط است: سه مركز روي آن و قلب دري است بين پايين‌تر و بالاتر و يا بالاتر و پايين‌تر . قلب يك گذرگاه است.
قلب را كاملاً كنار زده‌ايم و دورش زده‌ايم . ما به قلب داشتن و پر دل بودن فكر نكرده‌ايم. حتي اجازه رفتن به درون قلمروي قلب را هم نيافته‌ايم؛ چون بسيار خطرناك است قلب مركز صداي بي صداست؛ مركزي غير زباني است. صداي بي صدا. زبان صداي با صداست؛ ما مجبوريم آن را با تارهاي آوايي خود بيافرينيم؛ ناچار استبه صدا در آيد. كف زدن دو دست است. قلب كف زدن يك دست است. در قلب هيچ كلمه‌اي وجود ندارد ؛ قلب بي كلمه است.
چاكراي چهارم در مركز قفسه سينه نزديك قلب فيزيكي است. اين چاكرا با تمام جنبه‌هاي عشق و نيز شادي، احترام و تسليم شدن ارتباط دارد. هدايت روح و آگاهي برتر نيز مي‌تواند از اين چاكرا بيايد. اين چاكرا يكي از دو چاكراي مهمي است كه انرژي ريكي از طريق آن وارد سيستم فرد مي‌شود.
نام چاكرا : آناهاتا .
رنگ چاكرا : سبز.
مانترا ( ذكر ): YAM
الهه مربوطه : اشيا.
نمود جسماني: نيلوفر 12 برگ.
ويشودهي چاكرا
چاكراي پنجم يا گلو (ويشودهي)
پنجمين چاكرا، ويشودهي يا ويشودها نام دارد. ويشودهي يعني خلوص. يقيناً، پس از بهم رسيدن عشق، خلوص و معصوميت وجود دارد. هرگز پيش از آن نيست. تنها عشق مي‌پالايد و ناب مي‌كند و فقط عشق؛ هيچ چيز ديگري نمي‌پالايد. حتي زشت‌ترين شخص در عشق زيبا مي‌شود. عشق شهد است، تمامي سموم را مي‌زدايد. بنابراين، پنجمين مركز ويشودهي ناميده شده است. ويشودهي يعني خلوص، خلوص مطلق؛ اين، مركز حلق است.
چاكراي پنجم در ناحيه گلو است.اين چاكرا با تجلي خلاقيت از طريق سخن گفتن و نوشتن ارتباط دارد. اين چاكرا همچنين با تعمق و برخي جنبه‌هاي تفكر و برنامه‌ريزي سرو كار دارد. چگونگي ارتباط ما با ديگران و به خصوص با گروهها از طريق اين چاكرا آشكار مي‌شود.
نام چاكرا : ويشودهي.
رنگ چاكرا : آبي.
مانترا ( ذكر ): HAM
الهه مربوطه : سادا شيوا .
نمود جسماني: نيلوفر 16 برگ.
آجنا چاكرا
چاكراي ششم يا ابرو (آجنا)
ششمين چاكرا آجناست. آجنا يعني سامان. با رسيدن به ششمين چاكرا، و نه هرگز پيش از آن، تو ديگر بساماني؛ تو ديگر مرشدي. پيش از آن برده بودي. با رسيدن به ششمين چاكرا، هر آنچه بگويي روي مي‌دهد، هر آنچه بخواهي مي‌شود.
چاكراي ششم بين دو ابرو است و چشم سوم نيز ناميده مي‌شود.اين چاكرا با خود–آگاهي، خِرَد، آگاهي برتر، روشن‌بيني، آگاهي ساده، تجسم و تفكر ارتباط دارد.
نام چاكرا : آجنا.
رنگ چاكرا : نيلي يا بنفش.
مانترا ( ذكر ): KSHAM
الهه مربوطه : سامب هو .
نمود جسماني: نيلوفر 2 برگ.
ساهاسرارا چاكرا
چاكراي هفتم يا تاجي (ساهاسرارا)
هفتمين چاكرا، ساهاسراراست. ساهاسرارا يعني نيلوفر هزار گلبرگ وقتي انرژي ات به هفتمين چاكرا به ساهاسرارا حركت كند، يك گل نيلوفر مي‌شوي. حال احتياج نداري كه براي عسل به سراغ هيچ گل ديگري بروي. حال ديگر زنبورها شروع ميكنند به سراغ تو آمدن. اينك زنبورها از تمامي جهان به سوي تو جذب مي‌شوند، يا حتي زنبورهاي ساير سيارات هم شروع ميكنند به سراغ تو آمدن. ساهاسراراي تو باز شده، نيلوفرت در اوج شكوفايي است. اين نيلوفر نيرواناست.
چاكراي هفتم در بالاي سر قرار گرفته است و به فراتر از سر ادامه مي‌يابد. اين چاكرا ما را مستقيما با قدرت برتر و آگاهي روحي متصل مي‌كند. اين چاكراي مهم ديگر است كه انرژي ريكي از آن وارد بدن مي‌شود.
نام چاكرا : ساهاسرارا.
رنگ چاكرا : سفيد.
مانترا ( ذكر ): OM
الهه مربوطه : پراما شيوا.
نمود جسماني: نيلوفر هزاران برگ.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط hadip  | 



مهره مار


یکی از مطالبی که در مورد آن بسیار شنیده اید مهره مار است.

مهره مار چیست ؟

وقتی یک مار نر و یک مار ماده با هم جفت گیری میکنند ، هر کدام یک مهره میاندازند که به آن مهره مار میگویند.

مهره مار از پشت کردن مار نر و ماده افتاده میشود. وقتی این دو مهره را در زیر پوست دست چپ و راست فردی بگذارند میتوان از جمله طرف مهره مار داره استفاده کرد.

وقتی مهره ها گذاشته میشود دستها کمی عفونت میکند و چند روز بعد مهره ها آب میشود و عفونت دست خوب میشود و شخص مانند کذشته خود میشود با این فرق که الان همه دوستش دارن ، بهش احترام میگذارند ، توجه خاصی به او میشود ، هر چیزی که بخواهد فراهم میشود ، هر مطلبی که بگوید گوش میشود و انجام میشود و خلاصه هزار خاصیت دیکر دارد.

برای زنهائی که مهره مار دارند و مرد هائی که مهره مار دارند اسیر کردن هیچ دلی هیچ مشکلی ندارد و فقط کافیست دهن باز کنند و یک کلام بگویند.

خیلی از مردم به اشتباه فکر میکنند و میگویند وقتی که دو مار با هم جفت گیری میکنند دو مهره مارها روی هم میافتد و این دو مهره همان مهره مار است و مار را برای بدست آوردن این دو مهره میکشند که این درست نیست و مهره مار همانی است که من گفتم.

اگر مهره مار واقعی پیدا شود قیمت آن در حدود چهل میلیون تومان است.

همیشه توجه داشته باشید که مهره هائی عمل میکنند که از دو ماری که با هم جفت گیری کرده اند بدست آید. بفرض اگر شما وارد مکانی شوید که جای جفت گیری مارها بوده است مهره مار بسیار است ولی نمیتوان تشخیص داد که کدام اینها با هم جفت است. پس باید هنگام جفت گیری مار حضور داشته باشید و دو مهره را بردارید.

مهره مار به تنهائی کاری انجام نمیدهد و باید به آن ذکری خوانده شود که البته بسیار ساده است و وقتی این مهره ها را داشته باشید خیلی ها میتوانند روی آن ذکر بخوانند.

پس تا حالا سه مطلب در باره مارها گفتیم و به تدریج به آن اضافه میکنیم. در همین جا

منبع : وبلاگ باستان شناسی و تاریخ ، عتیقه و فلزیاب



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط hadip  | 



اگر شما شيی را گم کرده ايد ميتوانيد از اين قسمت سود بجوييد.

۱- عدد ۱ نشانگر اين است که شی گمشده در قسمت مرکزی خانه قرار دارد. منظور ما اتاق خواب و يا نشيمن است. بر اساس کتاب سفاريان بهتر است در اين رابطه از کودک سفيد رويی سوال شود.
جهت : شمال.
بنظر ميرسد که شی در حالی گمشده است که فرد مشغول تفريح بوده است؛ شواهد نشان ميدهد که شی گمشده نهايتا پيدا خواهد شد.

۲- در اين مورد هيچ اطلاعاتی وجود ندارد.

۳- اين شی گمشده ممکن است لای اوراق يک کتاب باشد. از سويی ديگر ميتواند در محل تجمع مردان يافت شود.
جهت: بطرف شمال
شواهد نشان می دهد که لاقيدی و بی مبالاتی از طرف خود صاحب شی و يا شخص مورد اعتمادش موجب گم شدن آن شده است. خوشبختانه بنظر ميرسد که شی نهايتا پيدا خواهد شد.

۴- در اين مورد سفاريان ميگويد که شی در اختيار خود شخص بوده و گم نشده است. اگر فرض کنيم شی در اختيار صاحبش نباشد بايد جهت يافتن آن بخش شمال شرقی را بکاويم شواهد نشان ميدهد که چيز گمشده نهايتا پيدا خواهد شد. بنظر ميرسد که براساس اصول اين کتاب شی در اثر بی مبالاتی و پريشان حواسی مفقود شده است. خوشبختانه در يک حالت هشياری محل شی مفقود شده روشن خواهد شد.

۵- سفاريان ميگويند که جهت يافتن اين شی گمشده: بايد زير کلاه و يا سربند را کاويد. بنظر ميرسد که نهايتا شی پيدا خواهد شد.
جهت: به سمت غرب.
بنظر ميرسد که شی در حالی گمشده است که فرد در حال راه رفتن و يا سفر کردن بوده است. شايد شخص مشغول پست کردن نامه بوده است.

۶- شی گمشده را بايد در کنار محل پا افزارها جستجو کرد. به احتمال قوی بر روی يک قفسه است.
جهت: شرق يا غرب
پيدا کردن اين شی براحتی ممکن نيست.

۷- سفاريان ميگويند: در اين رابطه از مستخدم و يا مسئول گنجه بپرس.
شواهد نشان ميدهد که شی پيدا نميشود زيرا به احتمال قوی در آب انداخته شده است در اينجا تزوير نمود دارد به اين مفهوم که شخص از موقعيت شی گمشده آگاه است ليکن از گفتن سرباز ميزند.

۸- اين شی به احتمال قوی توسط شخص ديگری غير از صاحب اصلی آن پيدا ميشود. سفاريان ميگويد که به احتمال قوی گمشده بر روی قفسه است.
جهت: شمال
نوعی ناخوشی ساده موجب گمشدن اين وسيله گشته است. به احتمال قوی شی گمشده در يک چراگاه احشام پيدا خواهد شد.

۹- بر اساس سفاريان کودکی شی را در ميان لباسها انداخته است. خوشبختانه شی نهايتا پيدا خواهد شد.
جهت: شرق
به احتمال قوی اين وسيله در حين يک دعوا مفقود شده است به اين مفهوم که شخص در هنگام عصبانيت آنرا پرت کرده است.

۱۱- در اين رابطه بايد محل مخزن آب را مورد جستجو قرار داد.
جهت: شمال شرقی.
بنظر ميرسد که اين شی در محل يک تفريحگاه مفقود شده است. برای يافتن اين شی بايد تلاش زيادی را مصروف داشت. زيرا چگونگی گم شدن آن اعصاب خردکن و ناراحت کننده است. به همين دليل صاحبش مايل است که بکلی قيدش را بزند.

۲۲- سفاريان ميگويند که جای شی مفقود شده بر روی قفسه است.
جهت : غرب.
شواهد نشان ميدهد که پيدا خواهد شد. جای آن در آشپزخانه يا حمام است. صاحب شی بايد از اتهامات شتابزده خودداری کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط hadip  | 


فال رنگ با توجه به تاريخ تولدتانيه فال جالب ! كمتر آدمي به فال و طالع بيني اعتقاد راسخ داره ، اما خوندن اين جور فال ها خالي از لطف نيست ، ضمن اينكه هميشه يه مواردي هست كه يه جور فال يا طالع بيني گوشزد مي كنه و با واقعيت هم سازگاره . مگه نه؟

رنگ خودتون رو با توجه به تاريخ تولدتون پيدا كنيد و بعد توضيح مربوط به اون رنگ رو بخونيد


در صورتيكه تاريخ تولد شما در :

اول فروردين ماه باشد سياه هستيد.
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه باشد شما سرمه اي هستيد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبان ماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شماطلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي تا 21 دي ماه شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد .
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليموئي هستيد


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط hadip  | 


علاوه بر امواج شناخته شده امواج ديگري در محيط پيرامون ما وجود دارد كه  امواج الهی می باشند و آنان امواجی هستند که از جهان هفتم روحی بر تمام خلقت و کائنات,منجمله زمین اعم از جماد و نبات و حیوان و نسل بشر و ... نفوذ دائم دارند و سرعت این امواج طوری است که در چند دامنه موجی از جهان هفتم به کره زمین و سایر کرات خلقت می رسند و پس از تاثیر گذاری,برخی امواج دیگر را بهمراه خود به کائنات بر میگردانند.فرضا افرادی که از روی دوستی و پاکی و با قلبی آکنده از مهر و انسانیت در زندگی به یاد خدا می افتند.خواست و افکار آنان بر این امواج سوار شده و با سرعت غیر قابل تصوری فاصله بین مادخ تا خلقت را می پیمایند و حتی گاهی پاسخ آن را از طریق همین امواج به سرعت دریافت می کنند و در زمان بسیار کوتاهی به افراد نیازمند موحد می رسانند.دامنه این امواج از نظر علم روحی جزو بلند ترین و قوی ترین امواج محیط در خلقت ما افراد زمینی ها می باشد و علاوه بر امواج فوق در پیرامون افراد امواج و نیروهای دیگر نیز وجود دارند که تا ثیرات بسیار عمده ای در زندگانی آنها از خود بجای میگذارند که گروهی از آنها از درون و گروهی هم از خارج بر افراد اثر می گذارند که موجب شناخت و تغییر حالت های روحی و جسمی و روانی در اشخاص متفاوت می گردند . ضمن اینکه کمتر کسی از وجود آنها آگاهی کامل دارد.امروزه از نظر علمی به اثبات رسیده که امواج بسیاری از جمله امواج زیر با فرکانسهای مختلف بطور دائم از درون افراد تشکیل می گردند که با وسیله ساده فیزیکی قابل شناخت و ثبت و درک و محاسبه می باشند و برای مثال عمده ترین امواج مغزی که در زنده بودن افراد بطور همیشگی از مغز صاطع می گردد عبارتند از:

1-امواج دلتا: دامنه این امواج بین نیم تا سه و نیم سیکل در ثانیه است.


2-: امواج تتا: این امواج دامنه ای بین چهار تا هفت سیکل در ثانیه دارند که دو موج فوق در زمان بیداری و کار و...از مغز خارج می شوند.


3-امواج آلفا: فرکانس این امواج بین هشت تا سیزده سیکل در ثانیه است و اغلب در زمان های خواب طبیعی یا خوابهای روحی و هیپنوتیکی از مغز خارج می گردد.


4-امواج بتا: فرکانس این امواج بین چهارده تا سی سیکل در ثانیه است و زمان تمرکز افراد , این نوع امواج بوجود می آیند.


برخی با تسلط بر این امواج قادرند حتی در اشیاء حرکاتی بوجود آورند.امواج بالا مربوط به فرکانس مغزی ای می باشند که با الکترو آنسفالوگراف قابل تشخیص هستند,ولی امروزه علاوه بر امواج فوق بسیاری امواج دیگر را که از قسمتهای مختلف بدن بشر و حتی حیوانات خارج می گردند, دانشمندان فیزیک از نظر علمی به ثبت رسانیده اند. هر یک از امواج بدن دارای نظم و ریتم و موزیک خاص مربوط به خود می باشد و زمانی که این امواج بگونه ای تحت تاثیر امواج هم فرکانس خود قرار می گیرند.آنگاه شخص احساس آرامش و سلامت و کمبود فشارهای مختلف محیطی را در وجود خود می نماید و چنانچه تحت تاثیر امواج نا متجانس قرار گیرد , نعغیر حالت می دهد و بدون شناخت احساس فشار و ناراحتی و خرابی اعصاب می نماید چون حتی سرعت و حرکت خون و ضربان نبض نیز تحت تاثیر آن امواج روان تر و آرام تر می شود و اکثر مردم در این شرایط احساس رخوت و شعف می نمایند و در اثر امواج نا متجانس سرعت خون کم می شود و فشار بالا می رود کما اینکه تاثیر وجود ریتم های موزیک حالت و احساس و درک و شادی در همگان به طور یکنواخت و یک شکل و با یک اندازه نیست , فرضا در زمان جوانی موزیک های تند و با صدای بلند اثر مطلوبی در حالت روحی و اعصاب و گردش خون و ترشح هورمونهای متفاوت شادی آور در وجود افراد دارند ولی در سنین میان سالی و پیری موسیقی های آرام همان عمل را در افراد انجام می دهد بطوریکه اکثر افراد مسن حتی تحمل شنیدن صدای موزیک بلند را ندارند که متاسفانه ناآگاهی پدر و مادران از مطلب فوق موجب آزردگی و ناراحتی فرزندان آنان می شوند که گاهی کار به عصبانیت و پرخاشگری منجر می شود و عدم همین شناختهای والدین نسبت فرزندان است که امروزه در اکثر قسمتهای جهان در خانواده های مختلف فرزند سالاری رواج یافته است.

در درون و برون افراد این امواجی که بوجود می آید اثر آنها تا مدت ها در اطراف شخص همچنان باقی می مانند و از بین نمی روند تا در اثر مرور زمان , دامنه و سرعت آنها تعغیر یابد و بطور آزاد در خلقت رها گردند . چنانچه افراد بتوانند بر برخی از این امواج محیط تسلط یابند با بکارگیری آنها می توانند ناثیرات بسیار مثبت و سازنده ای را در حالت های مختلف خویش و حتی دیگران بوجود آورند , چون زمانی که شخص افکاری را در مخیله خود می پروراند, ضمن حرکت آنها به بیرون از جسم مادی, آن امواج تاثیرات سازنده یا مخربی را بعدها در زندگی فرد بوجود می آورد که اغلب تاثیرات این امواج به زندگی همان شخص در دراز مدت اثر خیر یا شری خواهد گذارد و گاهی هم همین امواج زندگی شخص را دگرگون می نماید و حالت فرکانس این امواج به گونه ای است که در امواج دیگری تداخل نمی کنند و زمانی خود نمایی خواهند کرد که قدرت و مقدار آنها به حد نصاب معینی رسیده باشند که امواج عقلی یکی از آنهاست. امواج عقلی و روحی و آگاهی افراد با هم برابر نیستند و هرچه قدرت امواج روحی در اثر ادامه تکامل های مکرر زیادتر باشد فرد دارای امواج عقلی و آگاهی های بیشتری در اثر شناختهای گذشته است و در نتیجه شخص در مسیر حقانیت و سازندگی و در راه درست و ادامه تکامل و در مسیر خلقت خود پیش می رود.

شناخت افراد مختلف در زندگی مربوط به بازتاب درجه شعور عقلی آنها است. یعنی در اصل می توان چنین گفت که امواج عمل افراد در زمان حیات دارای نوعی قدرت و ریتم خاص یا نوساناتی منظم و مخصوص به خود او می باشند که به شکل یک قانون عمل و عکس العمل که مربوط به زندگانی های گذشته افراد است عمل می کند و نتیجتا موجب بوجود آوردن حالتهای خاصی در افرا می گردد و این امواج هرگز از بین نمی روند و در هر زمانی از گذشته خود قوی تر می شوند و یا با اشکال و حالتهای جدید تری خلق می گردند و در نهایت می توان به این نتیجه رسید که امواج در خلقت بر دو گونه اند:


1- امواج محیط : این امواج در ادامه مسیر خلقت . تعغیر شکل می دهند و در هر دوره از تکامل با شکل و قدرتی تازه تر در زندگی افراد جلوه گر می شوند که با شکل اولیه و قبلی خویش متفاوت می باشند.


2-امواج الهی:یا امواجی که از سو یا بسوی پروردگار در حرکت می باشند(از عالم ماده به عالم انرژی و بالعکس) این امواج هرگز فنا ندارند و در مسیر خلقت در هر زمان با نیرو و قدرت بیشتری در حرکت هستند تا اینکه روزی به اصل خلقت باز گردند.




منبع: توبهتريني

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط hadip  |