ارواح:
يكي از دوستانم به من پيشنهاد كرده بود كه مرا به يكي از جلساتي ببرد كه در طي ان شخص تجربيات زندگيهاي قبلي خود را مرور مي كند . من به شخصه هيچ اعتقادي به تناسخ و زندگي هاي مكرر قبلي نداشتم با اين حال به نظرم جالب رسيد . من ضمنا دوست نداشتم خيال كنم كه روحم بدستور ان مربي به بيرون از بدنم خواهد جهيد و بعد هم به جستجوي سر منشا ملكوتي خواهد رفت . با اين وجود من از هر تجربه اي استقبال مي كنم و تا به حال به هيچ ازمايشي جواب منفي نداده ام او نخست از من خواست خود را مجسم كنم كه مستقيم به بالا مي روم سپس گفت كه خود را از سقف خانه بيرون ببرم و پرسيد : چه مي بيني و من
من روي يك مبل راحتي دراز كشيدم . مربي كه مارك نام داشت بر روي صندلي در كنار من نشست . ضبط صوتي را براي ازمايش تهيه كرديم و سپس او با صدايي ارام و يكنواخت شروع به صحبت با من كرد . در طول دوساعتي كه من در اين سفر ذهني بودم او بارها من را هدايت كرد و بر اوضاع نظارت كامل داشت .
ادامه مطلب
مقدمات انجام مدیتیشن دوقلب
انجام هر عملی نیاز به فراهم کردن مقدماتی دارد . خصوصا اگر آن عمل یک تجربه روحانی باشد. مدیتیشن یک هوشیاری است . هوشیاری ای که همچون لعابی زرین میتواند همه فعالیت های روزمره ما را زینت دهد . مدیتیشن مارا آگاه میکند و باعث میشود که همه آنچه پیرامون ماست به گونه ای دیگر شود. هنگامی که آن را فراگیریم میبینیم که به راحتی جایگاه خود را در جای جای زندگی مان پیدا کرده و جزئی از زندگی ما میشود . مدیتیشن روشنایی طلائی رنگی است که در ابتدا برای مواقعی خاص (دقایقی که به مدیتیشن میپردازیم ) و سپس در تمام طول زندگی تلائلو میکند . مدیتیشن نوری است که ابتدا برای لحظه ای درک میشود و سپس همه زندگی ما را غرق خود میکند.
به منظور درک هرچه بیشتر این نور آگاهی و درک لذت آن , مقدماتی را باید فراهم نمود . جالب آن است که پس از مدتی مهیا کردن این مقدمات خود بدل به مراقبه ای زیبا میگردد . این مقدمات عبارت از آماده کردن مکان مراقبه , لباس مراقبه , ساعتی از روز که بدین امر مشخص میشود و نحوه نشستن و استقرار یافتن در این حالت
.انجام برنامه نیازمند مکان خاصی نمیباشد منتهی برای شروع بهتر است اتاقی تمیز با تهویه مناسب فراهم شود . نور حتی الامکان کم باشد چرا که اتاق زیاده از حد روشن باشد قادر به گذشتن از پلک های بسته و تاثیر گذاری بر قشر مغز میباشد . در نتیجه عمق خلسه مراقبه کننده زیاد نمیشود. توصیه میشود به دور از تلفن یا هرگونه صدای ناگهانی قرار گیریم . هرگونه صدای ناگهانی نظیر زنگ تلفن , زنگ منزل یا داد و فریاد ممکن است آرامش فرد را برهم بزند . سر و صدای مبهم مانند صدای ترافیک و همهمه آدم ها ایرادی ندارد , فراهم نمودن شرایطی به دور از همهمه جمعیت یا حرکت ماشین ها در شهرهای بزرگ عملا میسر نمیباشد . چنین همهمه مبهمی حتی اثر مثبت هم میتواند داشته باشد زیرا سر و صدای ناگهانی ناخواسته ( مانند بهم خوردن پنجره و ... ) را در خود حل میکند
.نوع پوشش زیاد مهم نیست..
با سلام خدمت دوستان عزیزخیلی از دوستان که مراجعه می کنن خیلی دوست دارن
رنگ هاله شون وخصوصیاتش رو بدونن امروز یکی از بهترین برنامه هایی رو که خیلی از
دوستان به دنبالش هستن براتون می ذارم و از شما انتظار دارم که من رو خیلی دعا کنید ![]()
این هم هدیه من به شما:RngHale2.rar
منبع: arvah.org
برای دانلود برنامه بر روی لینک زیر کلیک کنید
http://www.arvah.org/index.php?action=dlattach;topic=177.0;attach=4163
گرد اورنده:فرزام
از سایت ارواح:http://www.arvah.org
<< جز او سرابی بیش نیست >>
چه غریب ماندی ای دل
نه غمی نه غمگساری
نه به انتظار یاری
نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم
بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی
نتوان کشید باری
سحرم کشیده خنجر
که چرا شبت نکشته است ؟
تو بکش تا نیفتد
دگرم به شب گذاری
نه چنان شکست پشتم
که دوباره سر برآرم
منم آن درخت پیری
که نداشت برگ و باری
< هوشنگ ابتهاج >
«خلسه» حالت خاصي است كه انسان در آن ميتواند با ابعاد ماورائي و الهيِوجود خود ارتباط برقرار كند. در اين حالت، توجه انسان از امور عادي و معمولي جدا شده، حركات ارادي بدن متوقف ميگردد، حواس فيزيكي پنجگانه غيرفعال ميشود و جسم فيزيكي فراموش ميگردد. همچنين در حالت خلسه بخش خودآگاه ذهن كنار رفته، ناخودآگاه هويدا و فعال ميشود. بخش ناخودآگاه ذهن انسان، بسيار تلقينپذير است، از اين حالت ميتوان حسن استفاده – براي القاء معروفات - و يا سوء استفاده - براي القاء منكرات - نمود.
بعضي خلسه را حالتي بين خواب و بيداري ميدانند، حالتي شبيه به چرت زدن، حالتي مانند گيجي، ماتي، منگي و كرخي؛ عدهاي نيز معتقدند كه خلسه حالتي است كه مديومها در آن قرار گرفته، در اين حالت تحت تأثير نيروهاي ديگر ميتوانند با ابعاد ماورايي ارتباط برقرار كنند.
اختلال يا تغييرات موقت در سيستم عصبي، پريشاني وسيع روحي و اختلال در آگاهي نيز تعبير عدهاي ديگر از حالت خلسه ميباشد. گروهي نيز خلسه را نوع خاصي از آگاهي به نام آگاهي برتر يا اَبَر آگاهي ميدانند.
هر يك از تعاريف مذكور، از يك ديد و زاويه خاص به خلسه نگاه ميكند و بخشي از اين حالت را بيان مينمايد، لذا هر يك از اين تعاريف به تنهايي ناقص بوده، كامل نيست.
صرف نظر از تمام اين تعاريف، آنچه مهم است اينكه در حالت خلسه تلقينپذيري فرد افزايش مييابد. بهطوركلي بيشتر انسانها تلقينپذير هستند، ولي درجات تلقينپذيري آنها متفاوت است. برخي درجات تلقينپذيري بسيار پايين و عدهاي درجات تلقينپذيري بسيار بالا دارند، مابقي افراد نيز در حد واسط اين دو درجه قرار ميگيرند. عدة بسيار كمي نيز وجود دارند كه بهطوركلي تلقين ناپذيرند.
تلقين ميتواند سبب اِعمال يك فكر و يا يك عمل گردد، يا يك فكر و يا يك عمل را در انسان تغيير دهد. اين اِعمال و يا تغييرات ميتواند مثبت و يا منفي باشد، نتايج حاصل از آنها نيز ميتواند خوب يا بد باشد.
قابل ذكر است كه علاوه بر حالت خلسه، در هنگام شوكهاي جسمي، رواني و روحي نيز تلقينپذيري افراد افزايش مييابد. براي مثال در شكستها، موفقيتها، غمها، شاديها، بيماريها، مرگ عزيزان و… در اين حالتها شخص بهراحتي تحت تأثير حرف و عمل ديگران قرار ميگيرد، لذا تن به انجام اَعمالي ميدهد كه در حالت عادي تن دادن به آن غيرممكن است. اين اَعمال ميتواند مثبت (معروف) يا منفي (منكر) باشد. برخي جوانان در اين حالتها تن به انجام منكراتي ميدهند كه براي خودشان نيز انجام آن غيرقابل باور است. لذا در اين حالتها، جوانان و نوجوانان به مراقبت و مواظبت بيشتري نياز دارند و لازم است در اينباره اطلاعات و آگاهي بيشتري به آنان داده شود.
خلسه از نظر عامل بوجود آورنده به چهار نوع خلسة تلقيني، خلسة مرضي، خلسة دارويي و خلسة محيطي تقسيم ميگردد. خلسة تلقيني با تلقين كلامي و غيركلامي حاصل ميشود. خلسة مرضي و خلسة دارويي به پزشكي مربوط ميگردد، ولي نوع خاصي از خلسة دارويي همان حالتي است كه در معتادان توسط مواد مخدر بهصورت پست و نازل ايجاد ميشود.
مصرف مواد مخدر سبب ميشود كه فرد در يك حالت خلسه قرار گرفته، از خود بيخود شود، محيط و اطرافيان خود را فراموش كند. به همين دليل براي آنان كه با محيط و اطرافيان خود مشكلات فراوان دارند بسيار لذتبخش است. بايد به اين دسته از افراد فهماند كه براي رسيدن به اين منظور، راههاي مثبت نيز وجود دارد و لازم نيست كه با توسل به مواد مخدر تمام زندگي خود را به آتش بكشند.
خلسة محيطي به دليل غيرمعمول، غيرطبيعي و غيرمنتظره بودن محيط ايجاد ميشود. براي مثال اگر محيط بينهايت زيبا يا بسيار ترسناك يا خيلي عجيب و غريب باشد، شخص از خود بيخود شده، كنترل خود را از دست ميدهد. كساني كه بهصورت برنامهريزي شده و سازمان يافته و حرفهاي جلسات فساد و منكرات تشكيل داده و جوانان را به اين محافل راهنمايي ميكنند، بهصورت تجربي از اين حربه استفاده ميكنند. اين افراد محل فساد را آنقدر غيرمعمول، غيرطبيعي و بعضاً زيبا و جذاب ميكنند تا افراد بهمحض ورود خودبهخود وارد خلسه شوند، در اين حالت به هر درخواست و پيشنهادي تن داده، در برابر هر چيز تسليم ميشوند و هيچ مقاومتي از خود نشان نميدهند.
خلسه از نظر كيفيت به دو نوع مثبت و منفي تقسيم ميگردد. خلسة مثبت همراه با آرامش، نفسهاي عميق و شمرده و ضربان قلب آرام است. خلسة منفي با اضطراب، تنفس سطحي و تند، ضربان قلب تند و سريع، خشك شدن دهان، بعضاً سيخ شدن موهاي پوست و انقباض مثانه همراه ميباشد. خلسة مثبت بسيار مفيد بوده، با تكنيكهاي متافيزيك قابل حصول است و استفادههاي فراوان دارد. خلسة منفي بسيار مضر بوده بهصورت ارادي توسط شخص و يا در بيشتر موارد بهصورت ناخواسته توسط ديگران براي شخص ايجاد ميشود و آسيبهاي فراوان بهدنبال دارد.
براي مثال حالت جذبههاي خاصي كه به عرفا دست ميدهد، نوعي خلسة مثبت و عالي مرتبه است. اين نوع خاص از خلسه بهدليل اشتياق فراوان به حضرت حقتعالي و در اثر اخلاص و معرفت حاصل ميشود. اين خلسههاي عرفاني و الهي در كساني ايجاد ميشود كه مؤمن، عابد، زاهد و عارف باشند، هر يك از اين چهار مرحله پيشنياز و مقدمة مرحلة بعدي است و نميشود بدون طي سه مرحله اول به مرحلة آخر - يعني عرفان - رسيد.
در عصر جديد شاهد ظهور عرفايي هستيم كه بدون طي اين مراحل به عرفان رسيدهاند! از ابتداييترين احكام دين بياطلاعند! مدعي رفتن در خلسه و يكي شدن با خدا هستند! از همه جالبتر آنكه خود ادعا ميكنند كه عارف هستند! اين گونه افراد يا در توهم، گمراهي و بيخبري گرفتار شدهاند و فكر ميكنند كه بهجايي رسيدهاند، يا خود نيز ميدانند كه خبري نيست و بهجايي نرسيدهاند و فقط دكاني باز كردهاند تا امورات دنيايي خود را سپري كنند. در هر صورت اينگونه افراد سبب انحراف ديگران بهخصوص جوانان و نوجوانان آن هم به اسم معنويت ميشوند. خداوند تبارك و تعالي ما و ايشان را هدايت فرمايد(انشاءا..).
مآخذ: کتاب نگاهی برتر، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
منبع: وبلاگ دكتر برازنده
|
سفر روح (تكنيك سوم) - دکتر مطلب برازنده در اين تكنيك از آگاهي بهعنوان محور اصلي تمرين استفاده ميشود. منظور از آگاهي در اينجا جمع نمودن تمام حواس بر يك سوژهي خاص و داشتن حضور ذهن بر آن ميباشد. اين كار شبيه رهاسازي جسم با حركت آگاهي در بخشهاي مختلف بدن ميباشد كه در «بند پنجم شرايط لازم براي سفر روح» به آن اشاره شده است. قابل ذكر است، همان طور كه آگاهيمان را در جسم خودمان به حركت درميآوريم، ميتوانيم آن را بر سوژههاي بيرون از جسم خودمان نيز متمركز كرده، يا در محيط بيروني به حركت درآوريم. فرافكني و سفر به بيرون از جسم، هم بهصورت فردي و هم بهصورت جمعي قابل انجام است. در مباحث قبل نمونههايي از تكنيكهاي بسيار مؤثر فردي ارائه گرديد. در اين بحث قصد ارائه يك تكنيك جمعي و گروهي داريم. براي اين منظور لازم است يك گروه هفت نفره تشكيل دهيد، البته تعداد افراد ميتواند بيشتر و يا كمتر از اين مقدار نيز باشد. افراد گروه بايد همگون و از جنبههاي مختلف احساسي و عاطفي به يكديگر شبيه و نزديك باشند. همهي افراد بايد علاقمند و مشتاق براي فرافكني باشند و افراد مخالف با اين پديده نبايد در اين گروه قرار بگيرند. اينگونه افراد با انرژيهاي منفي خود كه حاصل مخالفتها و ناباوريهاي فكريشان ميباشد، ايجاد اختلال در تمرين ميكنند. همچنين باعث كاهش ميزان موفقيت ساير افراد نيز ميگردند. براي انجام اين تمرين، به تعداد افراد گروه مبل راحتي فراهم نماييد. وضعيت مبلها بايد به گونهاي باشد كه بهراحتي سر، گردن و پشت خود را بر پشتي آن رها كنيد و بدون هيچگونه انقباض و فشاري بتوانيد براي مدت طولاني بهراحتي روي آن بنشينيد و خود را رها كنيد. مبلها را بهصورت يك دايره منظم كنار هم قرار دهيد، مبلها بايد در تماس با يكديگر باشند، بهگونهاي كه بين هر مبل و مبلهاي دو طرف آن تماس فيزيكي برقرار باشد. پس از آرايش مبلها بهصورت دايرهاي، بر روي آنها بنشينيد، بهگونهاي كه كف هر دو پا كاملاً روي زمين قرار گيرد. لبهي پاي راست بايد با لبهي پاي فردي كه در سمت راست شما قرار گرفته در تماس باشد، همچنين لبهي پاي چپ بايد با لبهي پاي فردي كه در سمت چپ شما قرار گرفته در تماس باشد. بدين صورت در اين دايره پاي تمام افراد با همديگر در تماس فيزيكي قرار ميگيرد. دستان خود را نيز به همديگر وصل كنيد، بهطوري كه تمام افراد حاضر در دايره با دستهايشان در تماس با هم باشند. بدين ترتيب يك تماس فيزيكي كامل از طريق دستها و پاها بين تمام افراد برقرار ميشود. بدون شك افراد حاضر در اين گروه همگي بايد مرد يا زن بوده، يا همه با هم محرم باشند. تشكيل اين حلقه يك امتياز بزرگ از ديدگاه متافيزيك به دنبال خواهد داشت. چون هالههاي افراد در هم فرو رفته، در تماس با هم قرار ميگيرد، يك هالهي حلقهاي واحد تشكيل ميشود. در نتيجه سطوح انرژي همهي افراد حاضر در گروه يكسان ميشود. بهعبارت ديگر تمام اين برنامهها (تشكيل حلقه، تماس فيزيكي افراد و…) براي همسان و همتراز نمودن سطح انرژي افراد گروه ميباشد. اين پديده يك موضوع علمي با توجيهات قوي ماورائي ميباشد. با همسطح شدن انرژيها، امكان موفقيت افزايش پيدا ميكند. همچنين نتايج حاصل براي همهي افراد تقريباً يكسان خواهد بود. بهعبارت بهتر همه افراد به درجات بالايي از موفقيت به طور يكسان ميرسند. در صورت عدم انجام اين كار، به دليل اختلاف در سطوح انرژي افراد، ميزان موفقيت جمع كاهش پيدا ميكند، همچنين بازده موفقيت بين افراد اختلاف زيادي خواهد داشت. تشكيل اين حلقه براساس همان توجيهات علمي و متافيزيك مذكور ميباشد و هيچگونه ارتباطي با حلقههاي تصوف ندارد. پس از قرار گرفتن روي صندليها براساس همان اصول ششگانه (با در نظر گرفتن شرايط مكاني، زماني و وضعيت جسمي) تمرينهاي تنفسي، رهاسازي جسم و ذهن را بهصورت گروهي انجام دهيد. در اين حالت بهتر است يك نفر در جمع بهعنوان مسؤول، مراحل كار را با صداي بلند بيان كند تا همه همزمان با هم انجام دهند و پيش بروند. پس از طي نكات اصولي ششگانه و رها شدن جسم و ذهن بهصورت زير عمل كنيد. آگاهي خود را در ناحيه سر جمع كنيد… توجه خود را در چشم سوم متمركز كنيد… براي لحظاتي خود را درون چشم سوم احساس كنيد… آگاهي شما همچنان در ناحيه سر متمركز است… توجه شما همچنان بر چشم سوم است… آگاهي خود را به سمت فرق سر حركت دهيد… آگاهي را از طريق چاكراي شمارهي هفت خارج كنيد… اين كار بهراحتي قابل انجام است… آگاهي خود را در فضاي بالاي سر معلق نگه داريد… به فضاي بالاي سر خود اشراف و آگاهي كامل داشته باشيد… آگاهي را در راستاي محور سر تا سقف اتاق حركت دهيد… آگاهي را در اين فضا به سمت بالا و پايين حركت دهيد… آن را به گوشهي مشخصي از اتاق ببريد… آن را نزديك يك شيء خاص در اتاق ببريد… . آگاهي شما بهراحتي ميتواند در تمام فضاي اتاق حركت كند، حتي ميتواند فضاي اتاق را ترك كرده، در اتاقهاي مجاور به حركت درآيد. آگاهي شما ميتواند در فضاي بيرون ساختمان، در كوچه و خيابان نيز حركت نمايد. آگاهي را ابتدا در مكانهاي آشنا حركت دهيد؛ مكانهايي كه بارها ديدهايد و تداعي و تجسم آن براي شما آسان است. ميتوانيد آگاهي خود را به سمت شهرهاي ديگر و يا حتي كشورهاي ديگر به پرواز درآوريد. پس از موفقيت در مراحل فوق، آگاهي خود را به سمت آسمان ببريد و به ستارگان مختلف و سيارات متفاوت سر بزنيد. بهياد داشته باشيد جايگاه آگاهي شما در وراي ابعاد مكان و زمان است. پس براي انتقال از يك مكان به مكان ديگر (نزديك يا دور) به زمان با مفهوم فيزيكي نياز نداريد. با آگاهي خود در آسمان زيبا به سير آفاق مشغول هستيد و عظمت خالق يگانه را تحسين ميكنيد. يك احساس بسيار خوب، لذتبخش و شيرين در وجود شما جاري ميشود. احساس سبكي، رهايي و آزادي ميكنيد. هر وقت كه بخواهيد ميتوانيد اراده كنيد و به كالبد فيزيكي خود كه بر روي مبل در اتاق قرار دارد برگرديد. اين كار به آساني و با خواست شما در يك لحظه انجام ميشود. تلقينات مثبتي پيرامون نتايج موفق اين تمرين و موفقيت در تمرينهاي بعدي به خود بدهيد. از شماره يك تا پنج شمرده، با يك احساس خوب و مثبت چشمانتان را باز كنيد. به زندگي لبخند بزنيد، خداوند را شكر نماييد. برای کسب اطلاعات لازم پیرامون شناخت روح به کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، چاپ انتشارات نوید مراجعه نمائید. منبع: وبلاگ دكتر برازنده | ||
|
| ||